

تاثیر دین در علاج روان
دین یگانه عامل مهمی است در معالجه نفس و روان از آشفتگیها و بیماری روانی که گاهی شخصی به آنها متلا می شود زیرا دین همانگونه بزگترین کمک و پیشتیبان انسان است برای چیره شدن بر مشکلات و کشمکشهای زندگی که برای او پیش می آیند یک شتشوی مغزی نیز می باشد برای اندیشه ها بد فاسد و تصورات و گرایشهای انحرافی و غیر انسانی.در واقع علاج روانی دینی بیشتر بر توجیه.و بر شناخت فرد نسبت به خود و پروردگار و دینش تکیه می کند و همچنین بر میزان آگاهی او از ارزشهای و مبادی روحی و اخلاقی و عمل به آنها اعتماد می نماید و شکی نیست این شناخت به منزل مشعل فروزانی است که فرد را متوجه دنیای خود می کند و بینش او را نسبت به خود و اعمالش و به گناهان و مسیر حال و آینده اش می افزاید. بسیاری از دانشمندان متحصص به تاثیر دین در بیماریهای عفونی انسان اعتراف نموده اند از جمله :دکتر {بول ارنست ادولف)گفته است اگر گفته شود:اسباب و علل عمده بیماریهای عصبی کدامند؟تردید نیست باید گفت اسباب و علل مهم این بیماریها می توان احساس و درک اموری باشد از قبیل:
گناه
====================
کینه
====================
ترس
====================
پریشانی
====================
شکست
====================
شک و دو دلی
====================
بتنگ آمدن و خود پسندی
ولی آنچه مایه تاسف می باشد این است:بسیاری از کسانیکه به معالجه و درمان بیماری روانی اشتغال می ورزند گاهی در تحقیق بررسی اسباب و عللی که اضطراب و روانی را به وجود می آورند موفق می شوند اما وصف در معالجه و در مان خود این اضطرابات ناکام مانده و شکست می خورند و آن به این علت است که اینان در درمان آنها به وسعت ایمان و گسترش اعتقاد به خدا در نفوس و اعماق درون این بیماران متوسل نمی شوند به آن توجه نمی کنند.
علاوه بر آن اگر ما راجع به این اضطرابات درونی و عواملی که موجب این بیماریها می شوند خوب تحقیق و بررسی نماییم قطعا در می یابیم عوامل آنها خود آن اضطرابات و پریشا نیهایی است که دین آمده است تا اینکه ما را از آنها آزاد سازد،زیرا خداوند با قدرت و حکمت لا یزال خود به نیاز های روانی و درونی ماعلم و آگاهی دارد.و راه علاج و سیله در مان آنها را نیز قرار داده است .متخصصان روانشناسی قفلی را در صحت و تندرستی را می بندد تعریف و توصیف نمود و سر انجام خداوند ما رو در شناسایی کلیدی قفل آن در را باز کند کمک و راهنمایی کرده است.
اگر سوال شود:آنچه که خداوندما را راجع به شناخت این کلیدها و راه حلها آگاه می سازد،چیست باید گفت: می توان آن را چنین خلاصه نمود :طبیعی است ما مرتکب گناه و خطا میشویم و نیاز به گذشت آمرزش خدا داریم تا این که به عفو وسیع و رحمت بیکران او برگردیم و خود نیز نسبت به دیگران عفو و گذشته داشته باشیم.زیرا گناهکارانی که به عفو و بخشش نائل می شوند روح خدا در نفس و درون آنها متجلی می گردد و در نتیجه ترس و وحشت و پریشانی و آشفتگی و وجود ایشان زودوده می شود.و در آن وقت است که شکست و خواری خود پسندی و رشک ورزی بدرون آنان راه نخواهد یافت و مسلما وقتیکه محبت خدا در دل وارد شد دیگر شرارتها گناهان دور میشوند.و جایی برای بتنگ آمدن و دلگیر ی نمی ماند بلکه درون انسان لبریز و از آرزو های زنده ای می شود که حیات و زندگی منبعث از آنهاست